الشيخ علي اكبر النهاوندي

259

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

است ولادت مولودى با چنين حسب و نسب و شأن و منصب در پس پردهء خفا باشد . [ جواب شبهه ] جواب شبهه اين است كه آن ، جز استبعاد ، چيز ديگرى نيست . علاوه‌براين ، سيّد علم الهدى در جواب اين شبهه چنين تقرير فرموده : مخفى بودن ولادت صاحب الزمان از جملهء خوارق عادات نيست ؛ چنان‌كه خصم ، مدّعى آن است ، چراكه سلاطين امثال اين را در زمان گذشته كرده‌اند ، همانطور كه علماى فرس و كسانى كه اخبار ارباب دول را روايت مىكنند ؛ قصّه‌هاى مشهورى از قبيل اين ذكر كرده‌اند ؛ مانند قصّهء ولادت كيخسرو كه مادرش تا وقتى كه او را زاييد ، حملش را پنهان داشت . مادرش ، دختر پسر افراسياب ، پادشاه تركستان بود و جدّش كيكاوس ، ارادهء كشتن وى نمود . آن‌گاه مادرش حمل و ولادت او را مخفى نمود و قصّه‌اش در كتب تواريخ ، مسطور و در السنه و افواه ، مشهور است و مورّخ طبرى كه اثبت تاريخ‌نويسان است ، آن‌را ذكر نموده . نيز مثل قصّهء ابراهيم خليل كه قرآن مجيد به آن ناطق است كه مادرش او را مخفى زاييد و در غار پنهان نمود تا به حدّ بلوغ رسيد . هم‌چنين است ، قصّهء كليم اللّه كه مادرش از جهت خوف فرعون ، او را مخفى زاييد ، در تابوت گذاشت و به دريا انداخت ، اين حكايت مشهور و قرآن كريم به آن ناطق و گوياست . بناء على هذا ، قصّهء صاحب الزمان با اين‌ها يكى مىباشد . پس چگونه گفته مىشود قصّه تولّد او بيرون از عادات است ؟ ! حال آن‌كه كسانى از مردم هستند كه از كنيزى پسرى برايشان متولّد مىشود ، پس زمانى ولادت او را از زنش پنهان مىدارد تا اين‌كه وقت وفاتش مىرسد ، آن‌گاه اقرار مىكند اين پسر من است . هم‌چنين كسى هست كه پسر خود را پنهان مىدارد از خوف اين‌كه ديگران از راه طمع در ميراث وى ، او را بكشند و به امثال اين‌ها عادت جارى گرديده . بنابراين مثل اين‌ها سزاوار نيست در خصوص صاحب الزمان استبعاد شود ، حال آن‌كه اين‌را بسيار